پیوند مقدس

سلام.

خیلی وقته میخوام یه چیزی رو به مادرم بگم، ولی روم نمیشه. دیگه کم کم دارم بزرگ میشم، برای همین احساس میکنم دیگه این شرایط برام واقعا غیر قابل تحمله. هم سن و سالای من الان دو تا بچه دارن اونوقت من... . از شما میخوام که کمکم کنین. میخوام راهنماییم کنین که چطوری به مادرم بگم؟ چطوری ازش تقاضا کنم که برام یه پیوند ایجاد کنه؟ من واقعا بدون برقراری این پیوند یه جوری ام! همه وقتی میفهمن مسخرم میکنن. راستش تصمیم گرفتم که مورد پیوند رو بهتون نشون بدم. ببینید.

۳۶ نظر ۲۰ موافق ۰ مخالف

اتمام چالش «گوگولی بلاگر»

بلاگفان خیلی خوشحاله که این چالش خیلی خوب و باکلاس و درجه یک پیش رفت و خیلی از عزیزان شرکت کردن.

در مورد اون هدف پنهان که توی پست «گوگولی بلاگر» گفتم هم باید الان بگم اون هدف پنهان، اون خاطره بازی ای بود که با مامان هامون داشتیم. البته اگه با مامانتون دنبال عکس گشته باشین. هدفمون این بود که یه لحظه فکر کنیم «چی بودیم» و «چی هستیم». از همینجا یه خسته نباشید هم خدمت تمام مامان ها عرض میکنم و امیدوارم این شادی رو شما هم تجربه کرده باشین.

یه چیزی رو هم بگم. من یاد گرفتم این «تمدید کردن» هم باکلاسه، هم خیلی کارآمد! یعنی وقتی چنین مسئله ای رو تمدید میکنید، هم خیلی کلاس کارتون میره بالا. هم استقبال خیلی بیشتر میشه! یادم باشه این تکنیک رو جاهای مختلف استفاده کنم. شما هم یادتون باشه.

و آخر هم این شما و این این! یعنی عکس نهایی.

این عکس رو ثبت و ضبط کنید. اصلا بزنین رو دیوار اتاقتون. برین برا بچه محل هاتون اصلا تعریف کنین. در ضمن، برای دیدن تصویر بزرگ روی عکس کلیک کنید. (راه حل پیچیده ای رو گفتم.)

احتمالا فعلا صندوق بیان بازیش گرفته. عکس رو تو پیکوفایل هم آپلود کردم. ببینید.



راستی، صدتایی شدنمون هم مبارک.

باحال باشید :)

۷۳ نظر ۱۷ موافق ۰ مخالف

حباب عدالت

از حس و حال عاشقانه و هوای دونفره و شارشِ عشق و رمانتیکیشنِ پاییز، به ما فقط تخلیه محتوایِ دماغ (از شرح و شکافیدنِ محتوا معذورم) و دستمال کاغذی و استامینوفِن و پینیسیلینش رسید!

ینی لعنت خدایگانِ هندو بر اونایی که دارن عشق و حالِ دونفرِ میکنن تو این هوا! کوفتتون بشه هیییع! از دماغتون در بیاد اصن! همونجور که دونفره عشق و حال میکنین زیر بارون، سرما بخورین با هم برین پینیسیلین هم بخورین!

حسودم شوهر عمه تونِ!

والاع ب خدا!

ما اینجا از فرطِ بالاکشیدنِ دماغ، رنگِ چشممون متمایل به سبز شده و حبابِ بینی میترکونیم، ملت زیر بارون دست همو گرفتن و لاو میترکونن!


آیا این عدالت است؟

نه مرگِ تِد! دوربین تو تخمِ چشمِ منو بگیر! این عدالت است؟؟؟


۲۳ نظر ۱۱ موافق ۱ مخالف
بلاگفان، یک نیروگاهِ غنی سازیِ لبخند، واقع در تنها جزیرۀ شادی در کلِ بلادِ بیان یا به عبارت بهتر سرزمینِ بیان هست. با ورود به این نیروگاه متعهد میشین که لبخند بزنین و با خروج از این نیروگاه متعهد میشین که تا ورود بعدی این لبخند رو حفظ کنین.
شعارمون رو هم حفظ کنین:
باحال باشید :)
HTML tutorial
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان