سوپرلُپّی در کافه

نوشتۀ زیر، در رابطه با این مطلب از بانوچه نوشته شده است. پیشنهاد میکنیم برای درک بهتر نوشتۀ زیر، اول مطلب بانوچه رو مطالعه کنید.

.

.

شیخ ابو اسفنج بلاگفانی _ رحمة الله علیه _ گوید که یک روز دیدم شیخ ابوالبلاگِ تِدیانیِ اصل _ صلوات الله علیه _ در بازارگاه گذر همی کرد و مریدی به دنبال وِی، عنانِ خر وی بگرفته بود. چون به کافی‌شاپِ بلاد رسیدند، شیخ گفت مر مرید را: «نظرت چیست که جهان را برای لحظاتی رها نموده و از برای مکاشفه در کافی‌شاپِ بلاد، قهوه‌ای داغ میل کنیم؟!» مرید گفت: «آری یا شیخ، کاریست بس نیکو. پایین شو متفق به کافی‌شاپ رویم که قهوه‌مان یخ کرد!» شیخ از خر پایین آمد و به اتفاق مرید، به کافی‌شاپ بلاد داخل شدند. چون وارد شدند، دیدند که جمیع مردمِ بلاد گردِ هم جمع گشته‌اند و متحد! شیخ از برای تجسُّس، روی به استراق سمع آورد و شنید که میگفتند: « وای، چقدر چاق شدی تو!» و سپس یک «آخ» هم پیوست میشد بدان جمله. شیخ تاب نیاورد و جمله جمع را کنار زد و دید که مردم گردِ بانوچۀ کافه‌چی جمع گشته‌اند و یک به یک لُپِّ وی را میکشند و میگویند که «وای، چقدر چاق شدی تو!» شیخ را از دیدن این صحنه، تاثُّری عمیق اوفتاد و در اضطراب آمد و جمله جمع را متفرق نمود. بانوچۀ کافه‌چی با دیدن این عملِ شیخ لبخندی زد و گفت: «یا شیخ، خدای تو را در بهشت کناد! چیزی نمانده بود که افگار شوم و تو مرا نجات دادی!» شیخ رو کرد به دوربین و لبخندی ژکوند نثار مخاطبین نمود و سپس گوشیِ آیفون 12 خود را از جیبش بیرون آورد و شماره بگرفت و گوشی را به گوشش نزدیک نمود و بعد از روانه کردن یک فوت، فرمود: «یا اُختی، این بانوچۀ کافه‌چی بسی چاق گشته است، بیا و از جانب من لپش را بِکش»
بانوچۀ کافه‌چی بعد از شنیدن این سخن کف برلب آورد و برآشفت و سر به بیابان نهاد. و دیگر، هرگز آن بانوچۀ سابق نشد!

۱۶ موافق ۵ مخالف
وای خدایا :دی
تازه بانو چه که خوبه
من همش 43 کیلو ام =/

یعنی تقریبا به اندازۀ یک کیسه گچ!

کشتین بنده خدا رو که :))

زنده ان به خدا! ما تمامیِ موازین شرعی و عرفی و اخلاقی و اقتصادی و سیاسی رو رعایت کردیم!

خخخخ
عالی بووود

میدونیم!

خیلی متشکر.

سلام
تشکر بابت مطالب خیلی خوبتون
موفق باشید.

علیکم السلام.

خیلی متشکر.

اخخخ چقد بدم میاد به چاقی لاغری ادمم کار دارن

ما رو تو مسائل حاشیه ای وارد نکنین! :دی

تو کار بساز و بفروشین وزن کیسه سیمان و گچ و اینا دستتونه؟

خیر. کارگریم!

عامو تنتون سلامت . وزن میخواین چیکار :دی

چاقی لاغری مهم نی

یاد یک ماجرایی افتادم: «کمرم درد میکرد؛ به دوستم گفتم کمرم درد میکنه. بهم گفت تنت سلامت. کمر که مهم نیست!»

:// یه رفیق چاقم نداریم لپشو بکشیم مستفیض شیم://

یه کم صبر کنین میفرستیم براتون.

آق

آق چیه باز؟

حالا که فکرشو میکنم میبینم اوشونم راست گفته :|

آره. بنده خدا همیشه راست میگفت.

اول ببخشید هنو ننوشته بودم که دستم خورد ارسال شد 
دوم هم کی گفته آدم باید چاق باشه تا لپش رو هی بکشن ؟!
نمونش من که اصلا چاق نیستم و حتی لپی هم ندارم ولی چون نرمه یه سره همه میکشن 

احتمال اینکه دست یک نفر بخوره و نظر ارسال بشه خیلی کمه ها! :دی

شما جسارتا آدرس تون رو بدین بگم آبجیم بیاد بکشه!

عجب یا شیخ!:دی

آره جان مش رجب یا شیخ!

من فهمیدم که بلاگفان توی کار مصالح ساختمانی هم هست...
خیلی خوبه، استفاده میکنیم. :)

مصالح ساختمانی فقط یکی از تخصص هامونه! توی چشم انداز دراز مدتمون داریم که به امید خدا بازار فناوری اطلاعات رو به کلی در دست بگیریم!

:-)))
یک پیشنهاد: امروز تو رادیو... گفته شد که خر صادر میکنن به چین. چون چین با نمیدونم کجای خر یه دارویی درست میکنه که برای درمان یه بیماری هایی خوبه(زیاد دقت نکردم به حرفش).
میگم این بار شیخ به یه جایی شد، به من خبر بده خرش رو بدزدم صادر کنم چین. سودی هم دست شما بگیره :-)))))

ما اهل بلاگفان نیستیم شیخ مان تنها بماند! چی فکر کردین در مورد ما؟! الان زنگ میزنم بچه های بالا بیان دستگیرت کنن.

وقتش رسیده شیخ تغییر مرکب بده :-))))

خب پولش کجاست شیخ؟! یه موتور گازی بدین ما راضی ش میکنیم خر رو بده.

شماره کارت شیخ را مرقوم بفرمایید.چشم.

یادداشت کن:

6104337911223344
این حسابِ بلاگفان به اسم ابو اسفنج.

خخخخ خسته نلاشید ؛) دستم جابه جاخورده بوده :)
یاد ممد افتادم حسین :) لپ ملت رو میکشید به چاقی لاغری هم کار نداشت:))
جالی بود موفق باشید
خسته نبــــــــــاشید




یادش به خیر! حاج محمد!

خیلی متشکر.

من لپ ندارم ولی گونه چرا😀 

من نه لپ دارم نه گونه!

جالی بود ؟!؟! جالب بود :) کلاً با «ب» مشکل دارم

آره. برو بده «ب» رو تعمیر کنن برات.

صد بار گفتم پاق نه تُپُل :))

کِی گفتین شما؟ من که یادم نمیاد.

چاق :|

نه دیگه. همون پاق.

ذوق  می کنم اصن وقتی از اینا می نویسی

خودم هم!

من از این جمله ی « وای، چقدر چاق شدی تو» ایقده بدم میاد..

یعنی هر کی این جمله رو اختراع کرده رو باید با کش شلوار کردی از سقف آویزونش کرد :دی

من هیچ نظری ندارم. خواهشا ما رو قاطی بازیهای سیاسی نکنین!

حالا کی گفته سیاسیه؟😕

حالا اقتصادی اصلا! چه فرقی میکنه؟ خلاصه اینکه ما رو قاطیِ بازیهای خطرناک نکنین! :دی

چ جالب😂

جالبی از خودته!

:))

روحم زنده شد :دی

چیزی نمانده بود که افگار شوم
افگار یعنی چی؟

سلام برسون به اختک :دی

افگار یعنی چی؟! یه سرچ هم بکنین محض رضای خدا!

یعنی داغان، مجروح، آسیب دیده.
چشم. بهش میگم که سلام برسونه به اخته!

خخخخ
:))

آیفون 12 اصلا با خرتون سازگاری نمیکنه
 والاع D:

خب شیخ ما پیشرفته است دیگه.

جالب بود...چه شیخ مقیدی!!

ممنون.

ما از اون خانواده هاش نیستیم!

یعنی فکر کنم بنده خدا از نوشتن اون پست پشیمون شد  :))))))))))))))

نه بابا. شوخیه دیگه.

حالا خودشون اعتماد به نفس ندارن، شما چرا جدی گرفتید؟

ما جدی گرفتیم؟! ما هیچی رو جدی نمیگیریم.

اووووه وقتی میدونم اینجا کامنتمو جواب میدین برا چی برم سرچ کنم :دی

واقعا خسته نباشید!

بدبختو نیست و نابود کردی :دی

بابا کاریشون نداشتیم که!

حق با شماست ولی بلاگ من دوست منه و همیشه واسه اون حرف دلمو میزنم خوب این چند وقت هم اب و هوای دلم زیاد خوب نیست...
ممنونم برای تلاشهای شما

سفارش میکنم یه مقدار از طرف مدیترانه ابر بیاد حالتون پاییزی و خوب بشه!

ابوجانا!
خودتی ؟! چه خبرا ؟! :)))
حالت چطوره دادا ؟! :)
دلتنگت بودم ! ... 

:)

من بلاگفانم البته. ولی خب ابو اسفنج هم سلام میرسونن. یه مدت رفتن مرخصی.

:(

حالا چرا ناراحت؟!

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بلاگفان، یک نیروگاهِ غنی سازیِ لبخند، واقع در تنها جزیرۀ شادی در کلِ بلادِ بیان یا به عبارت بهتر سرزمینِ بیان هست. با ورود به این نیروگاه متعهد میشین که لبخند بزنین و با خروج از این نیروگاه متعهد میشین که تا ورود بعدی این لبخند رو حفظ کنین.
شعارمون رو هم حفظ کنین:
باحال باشید :)
HTML tutorial
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان